دوستان عزیز سلام
باز هم با شعری دیگر از جناب پیام در خدمت هستم . امید که مانند بقیه شعرهای ایشان مورد پسندتان قرار گیرد .
آقای وزیر نان ندارد
نیش سخن زاستاد یک تیرو چند نشان داشت
هشدار به غا فلان بود پند ها به نوجوان داشت
اینـــــــــک گلایه من از حضرت رئیس است
صدها وعید و وعده آقــــــــا به مردمــــــان داشت
روزی چپن نپوشید چپه به قـــول مـــــــردم
گویا به زیر پوستین فکر به حال مــــــان داشت
قاضی نکرد کلاهش پرسدچرا ؟ کی چورکرد ؟
دست برسرش نهاده ترس از کلاه پــران داشت
سلطان بی سپـــــــــاهم حال کسی نپرســــد
رفتند بسوی رشوه دیدند که آب ونــــــــان داشت
دیشب به خواب دیدم کرزی پیاده می گشت
شکرانه سلامت پرسان زنـــــــــــــاتوان داشت
دستش گرفتم از ناز گفـــــــتم بیا به شهرم
صد شکوه از تقلب کاندید وپارلمـــــــان داشت
گفتم به وعده هایت هر گز وفا نکردی
گفتا که هرزعیمی باید چنین زبــــــــــــــان داشت
گفتم جناب عالــــــــــــی، از گرسنگی بمردیم
گفتا وزیر مــــــــــــــا نیز در سفره نیم نان داشت
گفتم که کس نپرسد زآنها که قصر ها ساخت
گفتا که ارث ومیراث آنها زخـــــــــــــــاندان داشت
گفتم که خیمه دارم لیـــــــــکن نه جای آن را
گفتـــــــــا معلمین را شــــــــــــاید که در پلان داشت
گفتم حقوق زن را روزی چـــــــــــــرا نپرسی
آنها که پای صندوق فریاد والامــــــــــــــــــان داشت
گفتم که طفل مکتب در خیمه تا کـــــــی و چند
گفتا که اختطاف است بـــــــــــاید چنین نهان داشت
گفتم پلان کـــــــــــــاری در دست (این جو) ان است
گفتا که چشم یــــــــــــــــــــاری باید زدیگران داشت
گفتم که دورو برهــــــــــــــــا سودا گر مواداند
گفتا که هرکی باشد بــــــــــــــــاید که فکرنان داشت
گفتم که مــــــــــــرد قانون، دردا که نوجوان بود
آنقدر به زیر پاشد تا آن زمان که جـــــــــــان داشت
گفتم که بار اول( ناک اوت) رینگ گشتی
گفــتا که بوش و باما در ســـــر چــنین پـلان داشـت
گفتم که بار دوم کاندید خواهی فرمود
آهی کشید از دل شــــــــــــــــــــکوه زهمرهان داشت
بازیگران شطرنج مارا به کیش ومات برد
ایـکـاش بــجای پیـلان حـیــوان نـاتــوان داشــــــت
گفتم بیا به خوابم هرشب که قصه گویم
زانـها که مار وعــقـرب در آسـتـیـن نهان داشـــت
گفتا(پیام) کـــــه خوابت شد از زبان دراز تر
گفتم که وقت تعبیر بـــــــــــــــاید که تر جمان داشت
غلام دستگیر " پیام "
|
+| نوشته شده توسط
حامد بهار در
88/01/06
|